می‌دانم این موضوع را بارها و بارها تکرار کرده‌ام. اما از سر اهمیت آن، باز بارها جای یادآوری دارد. من(نوعی) که در حال مطالعهٔ مطالب خودشناسی هستم، هوشیار باشم که از رهایی و عشق و سکوت، مدینه فاضله نسازم.


   از کسانیکه مطالب خودشناسی بیان کرده‌اند، اتوریته و مرجعیت نسازم. خودم را در حسرت رسیدن به سکوت و رهایی و عشق گرفتار نکنم. هیچ جایی و چیزی برای رسیدن وجود ندارد. اینگونه افکار، مرا بیشتر و بیشتر غرق در احساس ملالت و گرفتگی، احساس بدبختی و حسرت و نارضایتی از وضع موجودم می‌کند.


   این افکار همه یاوه است.


   ذهن ما را عادت داده‌اند به همهٔ این چیزها، به مدینه فاضله درست کردن برای خودمان، به اتوریته‌سازی و تجلیل کردن دیگران، به حسرت خوردن، به احساس بدبختی کردن و احساس مسئله‌دار بودن کردن. به اینکه از بی‌مسئله بودن باید احساس گناه کنیم!


هُش دار!



---

+ پادکست «دایورت» (نه تنها در مورد جامعه، که در مورد افکاری که در سرم می‌گذرد نیز باید رویکرد دایورتگرایانه داشته باشم.)