پادکست «ترس در رابطه»
پادکست «جواسیس القلوب»
پادکست «دستگیری»
پادکست «کری باطنی»
زمان و زندگی - محمدجعفر مصفا
یکی از طرحهای فکر برای فرار از واقعیات این است که انسان را از زمان حاضر که تنها زمان واقعی است غافل نگه میدارد و او را در دو زمان موهوم ذهنی و غیر واقعی یعنی زمان گذشته و آینده مشغول میدارد. زمان حاضر تنها زمانی است که حرکت زندگی در آن واقع میشود و انسانی که در لحظهٔ حاضر زندگی نمیکند، اصولاً در زندگی نیست و زندگی را از دست داده است.
مشغولیت فکر در زمان، به معنای مشغولیت فکر با محتویات خودش است، نه با آنچه در زندگی میگذرد.
محتویات خودش چیزی جز پندارها و تصاویر تهی از واقعیت نیست.
برگرفته از کتاب تفکر زائد
رنج هستی
در سفر قبلی گروه «خمر کهن» به گرگان و اطراف آن، طی گفتگویی با آقا مجتبی کبودوندی عزیز دربارهٔ اعتیاد به مواد مخدر، توجهم به این موضوع جلب شد که چه شباهتهایی بین اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد به هویت ممکن است وجود داشته باشد.
واقعیت اینست که ما انسانهای اسیر خیال شخصیت یا همان «هستی» معتادان بالقوهایم. نه، اشتباه کردم، چرا بالقوه؟ بلکه بالفعل دروناً معتادیم. معتاد به تمام موادی که هویت از ما طلب میکنم تا به او برسانیم. وگرنه خماریاش را نمیتوانیم تحمل کنیم. نمیتوانیم با آن خماری بمانیم.
آیا ما از صدقهسری شخصیت داشتن، اعتیاد به مورد تأیید قرار گرفتن نداریم؟ اعتیاد به دوستداشته شدن نداریم؟ اعتیاد به نپذیرفتن هر حالتی که داریم و اعتیاد به نق زدن دائمی به خودمان نداریم؟ اعتیاد به مقایسه کردن و همیشه احساس کمبود کردن نداریم؟ به خشم ورزیدن اعتیاد نداریم؟ به تلاش برای کسب آرامش از طریق مطالعه اعتیاد نداریم؟ و در یک کلام، به فکر کردن آیا اعتیاد نداریم؟!
فواید مراقبه مشاهده گریmindfulness از دیدگاه دانشمندان غربی 7 - منصور بنانی
دو معجون معجزه آسا در پيشگيري از گرفتگي عروق كرونر - منصور بنانی
گفتگو در آبان ۱۳۹۱ - سایت محمدجعفر مصفا
این گفتگو با موضوعاتی متنوع با آقایان حاجهاشمی و قصری در تاریخ چهارم آبان سال ۱۳۹۱ برابر با 25 اکتبر 2012 انجام شده است. موضوعات این گفتگو عبارتند از: «قضا و قدر، جبر و اختیار، آیا صحبت از رهایی لزومی دارد؟، توهم، سیر و سلوک، دیدار محمدجعفر مصفا با جیدو کریشنامورتی در هندوستان، ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه از دیدگاه جیدو کریشنامورتی، ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه از دیدگاه محمدجعفر مصفا، مذهبی بودن به چه معناست؟، درباره هنر و هنرمند، آواز و موسیقی، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری».
برگ مرگ
از چه نامِ برگ را کردی تو مرگ؟
جادویی بین که نُمودت مرگ، برگ
آن اصل چیست؟
کآنچه اصلِاصلِ عشق است و وَلاست
آن نکردی، این چه کردی، فرعهاست!
گفتش آن عاشق: بگو کآن اصلْ چیست؟
گفت: ...
دیوار
داشتم از خیابانی در منطقهای بنام Bonnyrigg گذر میکردم که پدیدهٔ جالبی دیدم. ما هم که نخورده مست و فضول، همینطوری سرمان درد میکند برای موضوعات عرفانی، چه برسد به اینکه ابوالفضل هم یاریمان کند و چیزی پیش پایمان بگذارد برای اینجور صحبتها. ویدیوی زیر را گرفتم تا دربارهاش مطلب یا شاید مطالبی بگویم. ببینیم چه میآید.
سیکل معیوب هویت سازی(تخیل منیت کاذب) - منصور بنانی
"من فکری" با چه مکانیزمی در ذهن ما پا گرفته است؟ از طریق "پاندول حرص و خشم". در کودکی با ملایمت و مهربانی به ما گفته نشد: "تو بی عرضه ای!!" یا وقتی به ما گفته می شد: "تو با عرضه ای و باید همیشه با عرضه بمانی" خالی از حرص و طمع نبوده است. و به تدريج با اين تلقين هاي همراه حرص و خشم، ياد گرفتيم كه من اصلي خودمان را همان جريان فكري در سرمان تصور كنيم. و از من اصيل يا همان هوشياري برتر يا تماشاگر ناظر دروني يا فضاي توجه وراي افكار يا هيچستان هستي يا هر اسمي كه براي آن بگذاريم، كنده شديم! و دچار بيماري توهم خود فكري و درد و رنج بيهودهء آن شديم!
در حال حاضر هم تنها چیزی که "من فکری" را استمرار می دهد: حرص در قالب "باید نباید ذهنی" است. باید نبایدهایی که غیر علمی هستند و غیر واقعی و به دنبال آن، اگر دستورات احمقانهء یک "من ذهنی" در قالب باید نباید هاي غير منطقي، پیاده نشود، تلقین های "خیلی افتضاح شد"، "قابل تحمل نیست!!" " آدم نا لایقی هستم و همیشه نا لایق خواهم بود!!!"و....فعال می شوند و آن سر پاندول يعني خشم خودش را نشان مي دهد. خشم در قالب ملامت خود و نق زدن های ملامتگرهای ذهنی شروع به شکنجه گری می کنند و اینگونه "منیت فکری!" با تسلیم شدن به سخنان "ملامتگرهای ذهنی" و غرق شدن در افکار غیر علمی دیگر و... استمرار می یابد.